نتیجه های قشنگ گادپارتی روی مردم کشور من :)

اوت 28, 2011

دیروز عصر که بابا رفته بودن دنبال مامان که از سرکار بیارنشون خونه، توی راه برگشت تصادف میکنن، خدا رو شکر خیلی بد نبود، کسی آسیبی ندید.

هم بابا و هم راننده اون یکی ماشین پیاده شدند و باهم گفتگویی داشتند بعد اون آقا گواهینامه ی بابا و شماره تلفنشون رو گرفت و قرار شد بره تعمیرگاه خسارت ماشینش رو تخمین بزنه و به بابا اطلاع بده! و به هر صورتی که بود گفتگو تمام شد و هر دو به مسیر خودشون ادامه دادند، زیاد نگذشته بود از این اتفاق شاید نهایت 15-20 دقیقه بعد، اون آقا تماس گرفت، با حالتی خیلی دوستانه تر به بابا اینطور گفت که:

سلام آقای —- (سانسور شده :دی)! زنگ زدم که معذرت خواهی کنم، اگر زبون روزه ای یه مقدار تند برخورد کردم و حرفی زدم، خواستم یه قراری بذاریم ببینمتون و گواهینامه تون رو پس بدم!

یعنی من رسما کف کردم از نوع برخورد این آقا، خیلی باحال بود!

بابا هم رفتن و اون آقا و خانواده اش رو واسه افطار دعوت کردند رستوران بابابزرگ اینا! :دی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: