Archive for نوامبر, 2010

بازی وبلاگی حتی :دی

نوامبر 17, 2010

گمونم این بار دوم بود که جناب منفی سی، من رو به یک بازی وبلاگی دعوت می کردند، و البته من هم قول نوشتنش رو دادم و از همون لحظه همه چیز یه جوری تغییر کرد که اصلا دیگه وبلاگ ننویسم چه برسه به اجابت دعوت این دوست عزیز و نوشتن اون پست، یه جورایی هم دچار عذاب وجدان شده بودم و هم با خودم درگیر. اصلا نمی فهمیدم  چرا اینجوری میشه! پس به قول پیرمرد کیمیاگر توی کتاب کیمیاگر پائولوکوئولیو :

هر چیز که یه بار رخ دهد، ممکن است دیگر بار رخ ندهد، اما چیزی که دو بار رخ داد، قطعا بار سوم نیز رخ می دهد!

این از معدود خرافاتی ست که دوست دارم بهش اعتقاد داشته باشم :دی

واسه همین نخواستم که این اتفاق واسه بار دوم هم تکرار بشه :دی، پس دست به قلم شدم که بنویسم و الان در خدمت شما هستم :).

خب اولش که خواستم شروع کنم، فقط قرار شد بنویسم، فقط بنویسم و به چی و چجوریش زیاد حساس نشم، واسه اینکه دستم راه بیافته و واسه خاطر بی سوژه ای ولش نکنم و پشتش سرد نشه، پس گفتم می نویسم، اسمش رو هم گذاشتم می نویسم.

ولی اگه منظور اینجا باشه، خب واسه خودم اینجوریه یعنی واسه خودم سمپاتیک (جذاب) هست، شاید خیلی خیلی زیاد حتی، خیلی حس خوبی بهم می ده  چیزهایی که می تونم اینجا می نویسم. اینا رو گفتم واسه جواب دلیل انتخاب اسم وبلاگم.

من که اسم مستعار ندارم خب ولی گاهی وقتا واسه حفظ مسائل امنیتی لازم ه، دیگه نمی دونم چی باید بگم واسه اینکه چرا اسم مستعار؟

اوووووم اول از همه خب باید بگم باعث افتخاره که نوشته های پورج خان رو در وبلاگشون لانگ شات می خونم و واقعا لذت می برم.

بعدش وبلاگ قلم زن، با مدیریت توانا و شکیل ـــمــریــمـــ :دی من یه حس خاصی می گیرم از نوشته هاش.

یه دوست خیلی خوب دارم که دیگه واقعا دفعه اول از دیدن نوشته هاشون شکه شدم، حتی بارها چند بار هر پستشون رو خوندم و … خلاصه که خیلی زیباست دیگه :دی وبلاگ خانم مائده ایمانی عزیز با دست های گرم خدادادی .

یه مینیمال نوپا هم بگم که جدا خیلی خوب ه، پر از حس های قشنگ و گاها داغون کننده ی دل اما یه جور خوب، وبلاگ برادر امیرمهدی، دویست و شصت و سه که البته الان دویست و بیست و شش تاش مونده 🙂 .

دلم می خواست یه وبلاگ دیگه رو هم بگم که … الان نمی گم، شاید بعدا در موردش یه پست نوشتم حتی! 🙂

اینم واسه معرفی 5تا از وبلاگ هایی که می خونم.

خب تا حالا اینجوری نبوده که در مورد اعتقاداتم به شکل کامل پست بنویسم، ولی کم و بیش در مورد اعتقاداتم صحبت کردم 🙂

سوالی که پرسیده شد این بود که آیا پستی هست که تمام عقایدتون رو توی اون نوشته باشید؟

والا من از دوران طفولیت مشکل و معضل ایجاد می کردم دنبال حلش نبودم، این یکی از من بر نمیاد اصولا :دی

آخه، شما چه مشکلی رو در وب و با بچه های نت حل کردین؟ رو از آیه می پرسن؟

والا دیگه انقدر دیر دارم این پست رو می نویسم که گمون نکنم کسی باقی مونده باشه واسه دعوت کردن به این بازی :دی ولی اگه کسی این پست رو احیاناً خوند و دوست داشت بنویسه از نظر من بلا مانع ه :دی

سپاس از دعوتتون و متاسفم واسه دیر نوشتن این پست.

 

 

Advertisements