اعتماد قلبی، آرامشی جاودانه

ژوئیه 7, 2009

نمی دانم برایتان پیش آمده یا نه، که یک پروانه آرام و بی صدا نزدیکتان بنشیند. پروانه به دلایل مختلف اعتماد کرده و مانده، همه می دانند که پروانه یک موجود آزاد است و به همین دلیل این موقع آدم تمام نیرو و توانش را به کار می گیرد تا اعتمادش را نقض نکند، که اگر اعتمادش از بین برود بدون لحظه ای مکث خواهد پرید، می پرد و می رود دیگر هم برنمی گردد حتی به کسی که ذره ای شبیه شما باشد هم نزدیک نمیشود این ها همه از غریزه اش برمی آید و او اصولا به غرایزش بیش از هرچیز اعتماد دارد.

آرامشی در این اعتماد هست که هیچ کجای دنیا نمی یابی.

اما گاهی نقض این موضوع هم می تواند پیش بیاید، وقتی که یک موجود آزاد، اعتماد به غریزه اش را فراموش و به کسی اعتماد می کند، اعتمادی بیش از حد معمول؛ یک اعتماد از نوع فرابشری. این وقت هاست که شخص تمام وجودش را جسم و روحش را با اعتمادی کامل به او می سپرد. حالا اگر به دیوار اعتماد ضربه ای هرچند کوچک وارد شود. شخص نابود می شود، حادثه ای فراتر از مرگ.

گاهی دیوار اعتماد شکننده تر از چیزیست که فکرش را می کنیم. ولی گاهی آرام آرام اعتماد به درون قلب و روح آدمی نفوذ می کند این اعتماد است که سلب شدنی نیست. آرامشی در این اعتماد هست که هیچ کجای دنیا نمی یابی.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: