Archive for ژوئن, 2009

خطــــــــــها

ژوئن 29, 2009

خطی کشید روی تمام سوال ها

تعریف ها، معادله ها، احتمال ها

خطی کشید روی تساوی عقل و عشق

خطی دگر به قاعده ها و مثال ها

خطی دگر کشد به قانون خویشتن

قانون لحظه ها و زمان ها و سال ها

از خود کشید دست و به خود نیز خط کشید

خطی به روی دفتر خطها و خال ها

خطها به هم رسید و به یک جمله ختم شد

با عشق ممکن است تمام محال ها

از خود کشید دست و به خود نیز خط کشید

استاد فاضل نظری

Advertisements

من همانم آشنای سالهای دور

ژوئن 25, 2009

تا مدتی پیش ، نه زیاد دور تا همین نیمه ی خرداد ، هنوز دوستهای زیادی داشتم، با اینکه از اول اعتقاداتم کف دستم بود ، و به قول فرشته ی آسمانی :«روو بازی می کردم» ولی هنوز رفاقت حاکم بود میانمان، هنوز دوست بودیم.

نمی دانم چه شد ، وبه کدامین سبب  دنیا وارونه شد و دوستی ها مبدل به دشمنی شد  و جای محبت ها کدورت آمد. در یک روز چه اتفاقی ممکن است پیش آمد کرده باشد، که …

در یک روز و یک ساعت چشمهام  به صفحه ی مانیتور ماند و دوستانی را می دیدم که می فشردند دکمه ی بلاک را و می رفتند. و من حتی قدرت نداشتم برای پرسیدن « چرا ؟ »

دلم برایتان تنگ است.

چشمهایم مات شد به لیستی که مدام زیادتر می شد و بغض گلویم را می فشرد، تا اینکه دستهای گرمی شانه هایم را فشرد و با لحنی آرام و مهربان صدا زد : « آیه، من همیشه هستم . »

و من با اینکه می دانستم با شنیدنش آرامشی خداگونه بر قلبم آمد و …