Archive for آوریل, 2009

تنها دلیل

آوریل 9, 2009

امروز آسمانش بارانی بود  چشمهای من هم، امروز حرف هایی زد با رنگ و بوی حقیقت و تلخ ،

امشب آسمانش آرام بود  چشمهای من بارانی ، حرفهایی زد با رنگ و بوی حقیقت و تلخ ،

امشب رفت که تنها باشد ، امشب رفت که قدم بزند ، امشب رفت که فکر کند آرام ، امشب رفت

دیشب با خنده درد میکشیدم و امشب با اشک

دیشب با دلشوره خوابیدم ، امشب با دلشوره و نگرانی و سردرد و … نمی خوابم

امشب به اندازه ی تمام آرزو های کوچیک و بزرگم ، به اندازه ی تمام دعا های بجا و نابجام و به اندازه ی تمام بودنم دلم می خواست این فاصله ها نبود

دلم می خواست انقدر نزدیک بودم که دلم نزدیکه

امشب حس کسی رو دارم که شنا بلد نیست و تا گردن توی آب فرو رفته و فقط به یک دلیل، با تمام وجود سرش رو بالا نگه می داره تا خفه نشه تا زنده بمونه

Advertisements