کاش فردا برسد

مارس 28, 2009

گاهی اوقات روزهای تلخ رو تنها می گذرونی و کش اومدن ثانیه هاش رو تحمل می کنی ، زورکی می خندی و نمی ذاری حس کنه که چقدر داغونی ، که شکستی ; بغض می کنی و فرومی خوریش تا توی صدات اثر نذاره و برای خراب نکردن خوشی امروزش هیچی بهش نمی گی تو هم توی دلت یه عالمه خوشحالی از خوشحالیش ولی این تلخی امروز اجازه نمی ده که خوشحالیت روی چهره ات بشینه.

چون می دونی تحمل دیدن اشک هات رو نداره تنها و تنها گریه می کنی و آروم

سعی می کنی خودت رو سرگرم کنی ولی لحطه ها خیلی بیشتر از خیلی طولانی شدن ، با خودت می گی چرا امشب تموم نمی شه 😦

خدا رو صدا میزنی اما انگار خدا هم خوابیده ، پس دوباره آروم و بی صدا برمی گردی و در حالی که از ترس قلبت نامیزون می زنه و نفسهات آروم تر از پیش …

منتظر صبح می مونم

Advertisements

2 پاسخ to “کاش فردا برسد”

  1. Ali Says:

    روزهای من به سرعت برق و باد میگذرن
    قدر عمرت رو بدون


  2. قاصدک ابر‌های همه عالم شب و روز در دلم می‌گریند …
    خوانده‌اید؟ مال مرحوم اخوان ثالث است. بخوانید.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: