Archive for مارس, 2009

کاش فردا برسد

مارس 28, 2009

گاهی اوقات روزهای تلخ رو تنها می گذرونی و کش اومدن ثانیه هاش رو تحمل می کنی ، زورکی می خندی و نمی ذاری حس کنه که چقدر داغونی ، که شکستی ; بغض می کنی و فرومی خوریش تا توی صدات اثر نذاره و برای خراب نکردن خوشی امروزش هیچی بهش نمی گی تو هم توی دلت یه عالمه خوشحالی از خوشحالیش ولی این تلخی امروز اجازه نمی ده که خوشحالیت روی چهره ات بشینه.

چون می دونی تحمل دیدن اشک هات رو نداره تنها و تنها گریه می کنی و آروم

سعی می کنی خودت رو سرگرم کنی ولی لحطه ها خیلی بیشتر از خیلی طولانی شدن ، با خودت می گی چرا امشب تموم نمی شه 😦

خدا رو صدا میزنی اما انگار خدا هم خوابیده ، پس دوباره آروم و بی صدا برمی گردی و در حالی که از ترس قلبت نامیزون می زنه و نفسهات آروم تر از پیش …

منتظر صبح می مونم

Advertisements