رفیق شفیق

ژانویه 4, 2009

سال اول دبیرستان یه دوست داشتم( البته هنوزم دارم) اسمش ریحانه بود. خیلی دختر خوبی بود( و هست).

همیشه توی کتابهای من می نوشت:

آشنایی حادثه است و جدایی قانون

بیـــــا

حادثه آفرین و قانون شکن باشیم

و همین شد، حادثه ی آشنایی رو آفریدیم و قانون جدایی رو شکستیم .

اما چه کیفی داره شکستن همچین قانونایی :دی

Advertisements

2 پاسخ to “رفیق شفیق”

  1. منيره Says:

    خوش به حال تو! خوش به حال دوستت 🙂
    —————-
    جواب من: خوش به حال کسانی که این قانون رو اجرا کنند :دی


  2. راستی هااا! حرف جالبی زده بوده دوستت. دمش گرم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: