غیر قابل باور

دسامبر 21, 2008

وقتی می دونی کسی این ها رو می خونه که نباید ولی باز می نویسی. وقتی می دونی نباید بدونه ولی می گی. وقتی دلت دیگه توان نداره،‌ حتی به اندازه ی خودش. وقتی خیلی ناباورانه نگاه می کنی . وقتی چشمات پر از اشک می شه وقتی می بینی چقدر اونو دوست داره . وقتی با تمام وجودت انکار می کنی حرفایی رو که از زبونش می شنوی. وقتی احساس می کنی جای تو رو گرفته. وقتی احساس نه ،‌با چشمات می بینی و از همه بدتر مدام تعریفش رو می شنوی .

Advertisements

یک پاسخ to “غیر قابل باور”

  1. حسین Says:

    هر وقت تو یه وبلاگ از این سبک از پست ها رو می بینم چیزی جز ای بابا! به ذهنم نمیرسه! اما همیشه هم همین ای بابا رو واسشون کامنت می زارم!
    ——————
    جواب من: خیلی خوشحالمون کردین آقا فکر کردم دیگه کلا خدافظی کردید خدا رو شکر که هنوز هم وبلاگ ما رو قابل دونستید واسه خوندن. 🙂


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: