“تنهایی” معضلیه که بیشتر ماها یا به قول دوستی همه ی ماها دچارش هستیم و از این رو به دنیای مجازی رو آوردیم و صد البته کم و زیاد داره و بسته به اعتیادمون میشه این رو محاسبه کرد.
تنهایی لزوما بد نیست و مخل زندگی نمی شه ولی گاهی می تونه اینطور باشه، البته منکر این نمی شم که تنهایی فقط واسه خدا قشنگ اما حد وسط بین خوب و بد هست.
بعضی وقتا با آدمایی رو به رو می شیم که خیلی تنهان، خیلی بیشتر از خیلی حتی ولی نه به روی خودشون میارن و نه تکرارش می کنن. اونا معتقدن تکرار این موضوع باعث می شه روحیشون رو از دست بدن یا باعث بشه توو نظر بقیه ضعیف و قابل ترحم باشن.
ولی عده ای از ما توهم تنهایی داریم، در حقیقت از بس دوستا دور و برمون هستن، انقدر همیشه شلوغه اطرافمون، انقدر هستند که دوسمون داشته باشن، معنی تنهایی رو فراموش می کنیم ولی چون یه بهونه ی خوب واسه ناز کردنه مدام از این کلمه استفاده می کنیم تا… در این موارد جز تنهایی معنی و مفهوم خیلی از کلمات دیگه هم از یاد می رن و فراموش می شن، اینجور مواقع احساس ها نادیده گرفته می شن و …
همیشه وقتی یه چیزی زیاد وجود داشت از ارزش و اعتبارش کم می شه و خیلی زشته که از ارزش دوست به خاطر وجودش کم بشه و خیلی دردناکه و خیلی…
البته اتفاقات دیگه ای هم می تونه پیش بیاد، مثلا انقدر به یه کسی وابسته باشیم که اگه یه وقت بر حسب اتفاق رفت دیگه دنیا تیره و تار بشه، به آخر خط برسیم، همه چیز تموم بشه و چشامون دیگه هیچی رو نبینه.

تنهایی فقط مال خداست، گاهی هم باعث مرگ آدمهاست


